سيد علي اكبر قرشي
234
مفردات نهج البلاغه ( فارسى )
فجنونه مستحكم » حكمت 255 . قبر را جنن ( بر وزن شرف ) گويند كه انسان را مستور مىكند ، جمع آن اجنان است چنان كه دربارهء مردگان فرموده : « و جعل لهم من الصفيح اجنان و من التراب اكفان و من الرّفات جيران » خ 111 ، 166 ، براى آنها از روى زمين قبرها قرار داده شد و از خاك كفن ها و از استخوانهاى پوسيده همسايگان معين گرديد ، در « نهج » عبده آمده : كفن بودن خاك آنست كه كفنها مى پوسد بعد خاك كفن آنها مى گردد كه مانند كفن آنها را مى پوشاند . سپر را جنّة و مجنّ گويند كه انسان را به وقت جنگ مستور مىكند ، دربارهء جهاد فرموده : « و هو لباس التقوى و درع اللّه الحصينة و جنتّه الوثيقة » خ 27 ، 69 و در نامهاى به يكى از عموزادگانش مى نويسد : « قلبت لابن عمّك ظهر المجنّ ففارقته مع المفارقين » نامه 41 ، 413 براى عموزادهات پشت سپر را رو كردى و با جدا شدگان از او جدا شدى . جمع جنّة ، جنن ( به ضم جيم و فتح نون ) است چنان كه در خ 118 ، 175 آمده است و جمع مجنّ ، مجانّ ( به فتح ميم ) آيد چنان كه درباره مغول فرموده : كانّى اراهم قوما كانّ وجوههم المجانّ المطرقه » خ 128 ، 186 گويا مى بينم آنها را گوئى صورتشان سپرهاى پوست چسبيده است ، محمد عبده گويد : طراق پوستى است كه بر سپر از روى پوست آن مى چسبانند تا محكم شود جن : ( به كسر اول ) موجودى است غير مادّى ( نيمه مادى ) با شعور و اراده ، مكلّف ، در آخرت مانند انسان مبعوث مىشود ، و نيز مانند انسان ، مؤمن ، مشرك ، مطيع ، عاص و . . . مى باشد ، اين كلمه دو بار در « نهج » آمده است يكى آنجا كه دربارهء سليمان فرموده : « الذى سخرّ له ملك الجن و الانس مع النبوّة و عظيم الزلفة » خ 182 ، 262 ، ديگرى آنجا كه فرموده : « و هو الذى اسكن الدنيا خلقه و بعث الى الجنّ و الانس رسله » خ 183 ، 265 ، تفصيل مطلب را در « قاموس قرآن » ( جنّ ) مطالعه فرمائيد . جان : اين لفظ دو بار در « نهج » آمده است از آيات قرآن و نهج البلاغه معلوم